تبليغاتX
روستای من لزور ســــــــلام

روستای من لزور ســــــــلام
 
قالب وبلاگ

برف یعنی خاطرات کودکی

خاطراتی از صمیم سادگی

شب نشینی زیر کرسی های گرم،

خوردن گندم بریشت نرم نرم

برف یعنی حجم گرما در پس دنیای سرد

دور نشینی، کتلوم(۱) و گپ در وَزَن(۲)،

برف یعنی قدرشناسی از بهار

لذت نوشیدن آب سردی در ناهار

برف یعنی حسرت یک جای گرم

یک بخاری در بغل با آدمای رنگ رنگ

ياد دارم قصه های آن پير حبيب

پندهای جاودانه از زبان ملاحبیب

یاد دارم نغمه های آن پير غلام

آن نوای جاودانه از استاد غلام(۳)

صبح جمعه در زمان کودکی، یادش بخیر

اسکی بازی، یاد حمام زمستانی بخیر

پنیکهای(۴) مادرانه، صبح جمعه بهر حمام

هر یک از ما با برادر یا که دوست، شاید همسایه

چشمهای خواب آلوده، سارقی(۵) کهنه بدست

تا کنار حوض حمام را ندیم از صبح دست

عمو یحیی یار غار بچه ها در جمعه ها

خود نماد کودکی با خاطرات کودکی است

او یعنی قدیم، یعنی دبستان و دنیا سادگی

سادگی یعنی سراسر کودکی،

 کودکی یعنی نه این دنیا و آن دنیا

فقط ما بچه ها در لحظه ها!

کاش قرص کودک ساز هم موجود بود

کاش دنیای وانفسا نیز فتوشاپ بود

 کاش لزور ما همان تهران بود

کاش کار تهران ما آنجا بود

کاش اینهمه کاش ها نبود

هرچه بودا بود اینها نبود

برف یعنی انعکاسی از زلالی

برف یعنی خاطرات کودکی

 

 ۱-     وسیله سنتی برای تبدیل پشم به نخ

۲-     محله وَزَن

۳-      مرحوم استاد غلام تعزيه خان

۴-      پنيک همان منگوش یا پيچکولهای امروزی است که در زبان محلی پنیک تلفظ می شود

۵-      بقچه حمام

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 8:12 ] [ مدیر ]

جنب و جوش انسان بی تفکر پيامدی جز اين نخواهد داشت که بداند چه را نمي خواهد. اما اينکه بدنبال چه چیزی در پس اين نخواستن هست، مساله ای است که بشر اين موجود صاحب تفکر از آن غافل است. انديشمندان و متفکران هر از گاه که اراده برخاستن کردند نقد تفکرات موجود را دست مایه خویش قرار دادند و با ادبیات انتقادی سعی در اشاعه انديشه های نظری خود - که برخاسته از ذهن فردی بوده است – داشتند اما هيچگاه نتوانستند اندیشه های خود را مصادیق عيني ببخشند! شايد همه ما قبل از آن انديشه کنيم چه می خواهيم بدنبال نخواستن وضعيت موجود هستيم و چون همه همت مان را صرف پاکسازی وضعيت موجود می کنيم هدف اصلی که همان چه چيز را خواستن است به فراموشی می سپاريم. زمانی به خود می آييم که پروژه جديدي از نخواستن کليد خورده و باز هم نمی دانيم بدنبال چه هستيم!

نتيجه اينکه مي دانيم چه نمی خواهیم اما نمی دانيم چه می خواهيم.

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 13:44 ] [ مدیر ]
با سلام

به اطلاع هموطنان لزوری می رساند يکی از دوستان به نام م.جعفری بدنبال اطلاعاتی راجع به روستای لزور هست لذا بنده عين درخواست ايشان را در ذيل جهت استحضار آورده ام.  دوستان و ریش سفیدان محل که اطلاعاتی در این زمینه دارند ارائه بفرمایند که این بنده خدا هم به مرادش برسد.

"سلام.به اقای اسفندیار نوشتم جواب ندادند به اقای شجاع نوشتم جواب ندادند شما جواب بدین لطفا.لطفا لطفا.
از پیرترین فرد لزوری از شیخ طهماسب بپرسید اون پدر بزرگ پدربزرگ من بود من میخواهم از او بدانم که چرا از لزور مهاجرت کرد؟ ایا سید بود؟
از خاندان او به چه نام در لزور زندگی میکنند؟
من منتظرم حسن اقا. یا علی"

[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 9:21 ] [ مدیر ]
سلام

فصل سرما فصل مهربانی هاست.

فصل دلجوئي ها،

فصل رمز گشایی ها،

فصل بازیهای کودکانه،

فصل باورهای زنانه،

... و فصل سکون در موج حرکت!

فصل یخ شدن آبها و آب شدن یخها،

اين همه سکون، اين همه رمز، اين همه بازی و باور ،

به کجا دارد نظر؟

گاه فراموشی عین يادآوری است، یادآوری آنچه که خود عين فراموشی است!

و گاه آمدن همان نيامدن است!

و من آمدم اما نيامدم.

آمدم يادآور شروعی دوباره،

يادآور تحولی دگر،

۲۷  آذر ،

غرور ملی باشم ،

... اما نيامدم ... .

بدرود

 

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 14:38 ] [ مدیر ]

به زودی باز خواهم گشت

[ چهارشنبه پانزدهم دی 1389 ] [ 9:50 ] [ مدیر ]
بسم الله الرحمن الرحیم

« قل لا اسالكم عليه اجراً الا الموده في القربي » قرآن کریم
هشتم شوال سالروز تخريب بارگاه ملكوتي اهل بيت نبوت در بقيع بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد

«بهشت بقيع »از حاج محمد اسماعیل اسفندیار

چشم جهان سوي بقيع دوخته
جان تشيع به غريبي بقيع سوخته
*********************


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ] [ 12:9 ] [ مدیر ]

با سلام خدمت همه دوستان ارجمند و تبریک عید سعید فطر به شما عزیزان و خانواده محترمتان بعرض می رسانم قهوه خانه محلی است برای تبادل افکار و اندیشه ها و چالشهای موجود در روستا و آنچه که به محیط مشترک پیرامون ما پیوند دارد. لذا اگر قرار باشد به محل بی حرمتی و ناهنجاری و هتک حرمت تبدیل شود همان بهتر که دست به قلم نشویم. مسائل برای حل مشکلات به زبان محاوره بیان می شود تا دوستان بتونند در بحث مشارکت داشته باشند و راهکاری ارائه کنند. در این فضا ما قصد توهین و گستاخی به هیچکس رو نداریم و از مخاطبان عزیز هم انتظار داریم حرمت قلم را نگهداشته و رعایت ادب را در فضای مجازی بنمایند. وگرنه مثل ما همان خواهد بود که رطب خورده کی منع رطب کند!
اعضای شورا منتخب مردم هستند و احترام به آرا’ آنها بر همه ما به حکم قانون لازم هست و اگر نقدهایی وارد هست باید از زبان گفتگوی مسالمت آمیز به حل مشکلات فائق آمد نه اینکه با زبان جاهلیت!
بنده از همه کسانیکه این نوشتار منجر به هتک حرمت آنان گردیده عذر خواهی می کنم و امیدوارم دوست دلسوخته ما غریبه آشنا هم کمی با سعه صدر و رعایت ادبیات نقد فضا را متشنج نفرمایند. انشاالله
ارادتمند مشت حسن

[ شنبه سیزدهم مهر 1387 ] [ 11:20 ] [ مدیر ]

[ سه شنبه نهم مهر 1387 ] [ 14:42 ] [ مدیر ]

اولین نشست گفتمان آزاد

 

زمان : پنجشنبه مورخ ۱۱/۷/۱۳۸۷ ساعت ۲۱

مکان : مسجد حضرت ابوالفضل (ع) کلاجه بن

شرط سنی حضور در جلسه : ۱۶ تا ۲۹ ساله

 

[ دوشنبه هشتم مهر 1387 ] [ 8:4 ] [ مدیر ]

 

سلام علیکم

به به بفرمایید. بفرمایید. خواهش می کنم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه هشتم مهر 1387 ] [ 8:4 ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نگاه ها مرده اند
چشمها فقط می بینند
گوشها حس ارتعاش می کنند
دستها به عادت دراز می شوند
لبها بی هدف می جنبند
زبان دیگر مزمزه نمی کند
به گمانم احساس مرد
آری امروز روز مرگ احساس است!
امکانات وب
خرید بک لینک